آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

214

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

و تيرى به تهيگاه ، سپس تير ديگرى در ميان پيشانى و چند تير بر نقاط ديگر بدن گورخر نشاند . انسان به چشم خود مىديد كه شاه از به كار بردن تير و كمان و شمشير به طور ماهرانه‌اى آگاهى دارد و شايسته حمل اين جنگ‌افزارهاست ، او هيچگاه هنگامى كه بر اسب نشسته بود تير نمىانداخت ، بلكه زمانى شكار را هدف قرار مىداد كه حيوان به سرعت بتازد و سرعتش با سرعت اسب شاه برابر باشد ، در اين حالت بود كه شاه از كمان خود استفاده مىكرد و تير را به هدر نمىداد . او هنگامى كه گور - خرى را ايستاده و آرام ديد كه نمىخواست از جايش حركت كند ، پياده خود را به حيوان رساند و شمشيرش را از ميان كمر تا وسط شكم شكار فروكرده و ضربهء ديگرى را به گردن گورخر وارد آورد ، سپس يكى از خوانين شمشير از گردن گورخر در آورد و به فرق سر حيوان فروبرد . بعد از اين ماجرا همگى به اتفاق چند تيرانداز به محلى واقع در ميان باغ وحش كه شكارهاى زيادى در آن جمع بودند ، رفتيم . هنگام رفتن به آنجا براى دو نفر از تيراندازان شاه كه تفنگ‌هاى لوله دراز او را حمل مىكردند واقعه‌ئى رخ داد . تيرانداز جوان‌تر به دستور شاه گلوله‌اى به طرف يك گورخر كه تيرى بر بدن او نشسته بود شليك كرد ، تيرانداز مسن‌تر كه نمىخواست افتخار كشتن حيوان نصيب همكار جوان او شود ، باعجله به سوى گورخر تير خورده رفت و شليك كرد ، لكن تيرش خطا رفت و از اين جهت مورد تمسخر ديگران قرار گرفت . پس از آنكه شاه اندكى از محل حادثه دور شد اين شخص از شدت ناراحتى با شمشير انگشت شست تيرانداز جوان را قطع كرد . جوان زخم‌خورده نزد شاه رفت و ماجرا را به او بازگفت ، شاه دستور داد كه سر عامل اين جنايت را برايش بياورند ولى به سبب شفاعت يكى از همراهان ، زندگى را دوباره به او بخشيد و قرار شد كه به جاى سر هر دو گوش او را قطع كنند . مجرى فرمان عمدا گوش‌هاى مجرم را تا نيمه بريد ولى مرتضى قلى خان « 1 » يكى از سران نظامى بزرگ ، كه متوجه اين

--> ( 1 ) - Khan - Mortusakuli